X
تبلیغات
گروه خانه كوه نوردان كرج
به نام حضرت حق

 

گزارش صعود قله منار

سرپرست برنامه: آقای اردوبادی

اعضاء تیم: آقایان اوردوبادی، عابدی، جمشیدی، محمدی، نعمتی، عظیمی، بخشنده فر و خانمها: مقدم، نعمتی

مقصد ما قله منار بود. ساعت 5 و 30 دقیقه صبح روز جمعه 19 اردیبهشت 1392 در میدان کرج مقابل مسجد جامع کرج جمع شدیم. با سه خودرو شخصی سفر را از جاده زیبای چالوس آغاز کردیم. از پل خواب وارد روستای مورود شدیم. ساعت 6 به خط شدیم و صعود را آغاز کردیم . حدود دو ساعت شیب نسبتاً تند منار را بالا رفتیم ، پای چشمه 20 دقیقه استراحت کردیم و صبحانه خوردیم، و بعد هم به صعود ادامه دادیم.

به تشخیص سرپرست برنامه، از ابتدای یال منتهی به قله  ما به دو گروه تقسیم شدیم خانم نعمتی و آقای نعمتی و آقای محمدی از همانجا برگشتند و ما 6 نفره دل به شیب تند منار دادیم و بالا رفتیم.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه 1392/02/25 و ساعت 16:42 |

به نام خالق کلاش ویا

گزارش : صعود به قله کلاش ویا ( ارتفاع 3850 متر )

 تاریخ  : 6 – 2 – 92

اعضاء : خلیل عباس زاده – التفات نعمتی – محمود عابدی – سعید اوردوبادی – ایرج جمشیدی – حجت چهکندی -  مهدی خیاطی – مهمانان : مرتضی مظاهری – مصطفی کاظمی  - خانم قربانی

 منطقه : جاده چالوس – حسنکدر – کهنه ده  

                                    **************************************************

ساعت 5 صبح روز آدینه است و با سه دستگاه سواری جلوی مسجد جامع هستیم به قصد صعود قله کلاش ویا . مسیر جاده زیبای چالوس را با رانندگان خواب آلودش در پیش می گیریم . حدود 60 کیلومتری که جلو می رویم بعد از دیدن تابلوی حسنکدر به خروجی سمت چپ جاده در مسیر روستای " کهنه ده " می رانیم . و در جاده ای خاکی دو سه کیلومتری پیش می رویم و در سمت چپمان دهانه غار " یخ مراد " را می بینیم و از کنار پل رودخانه که می گذریم در محوطی پارکینگ شنی ماشین ها را ترک کرده ورأس ساعت 8 صبح به راه می افتیم و از روی پل گذشته وارد دره پیش رو می شویم .


شیب مسیر از همان ابتدا تند است و ما که هنوز بقدر کافی گرم نکرده اییم به نفس نفس می افتیم . دو ساعتی به همین ترتیب پیش می رویم . ساعت 10 میشه که به قسمت هموار و سرسبزی می رسیم و دوستان بساط صبحانه را پهن می کنند .


بیست دقیقه وقت داریم برای صرف صبحانه و بلافاصله راه می افتیم . هنوز خیلی از آنجا دور نشده اییم که مسیر کاملا" برفی میشود بچه ها گترها را می بندند و ادامه می دهیم ساعت حوالی 12 ظهر است که می خوریم به اولین صخره های مسیر و از همین جا دست به سنگ شدن هم شروع می شود .

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه 1392/02/25 و ساعت 16:19 |

به نام خالق هستی

 

برنامه خانوادگی شهرستانک

سرپرست : آقای خلیل عباس زاده

تعداد نفرات شرکت کننده :103 نفر

زمان : جمعه 30/1/92

حرکت  7 صبح

محل قرار : روبروی مسجد جامع کرج

در سال جدید طبق رسم هر ساله گروه خانه کوه نوردان کرج تصمیم بر آن شد که یک برنامه خانوادگی بهاره برای تجدید دیدار با دوستان و اعضای گروه برگزار شود و اینگونه بود که یک جمع صمیمی از از اعضاء به همراه خانواده ها و میهمانان گرد هم آمده و درفضایی مفرح به دور از هیاهوی شهری یک روز آرام را گذرانده و خاطره ای خوش را در ذهن ها و قلب ها ایجاد کردند. خاطره ای آمیخته باعطرگلهای بهاری، سبزه های نورسته وجوانه های سرسبزوتازه درختان...

واما یادمان نرود یاد وخاطره آنانی که سال قبل همراهمان بودند وامسال بی نصیبیم ازهمراهیشان... یادشان گرامی.

صبح روزجمعه یک گروه 103 نفری متشکل ازاعضاء گروه به همراه خانواده هایشان وهمچنین تعدادی میهمان که ازگروه های دیگر بودند درهیئت یک کاروان ازماشین های شخصی و یک مینی بوس از جلوی مسجدجامع کرج برای بازدید ازعمارت شهرستانک که آثاربه جا مانده ازیک کاخ متعلق به دوره قاجاراست به سمت روستای شهرستانک حرکت کرده و مسیرخود را درجاده چالوس ادامه دادند.

عمارت شهرستانک درکیلومتر 55 جاده کرج - چالوس  40 کیلومتری شرق روستای شهرستانک و دامنه کوه گل گیله دریک منظرگاه طبیعی بسیار زیبا ساخته شده است.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه 1392/02/25 و ساعت 16:1 |

به نام خالق پراو

گزارش : صعود قله پراو - کرمانشاه ( 3357 متر )

 تاریخ  : 30-1-92

اعضاء : سعید اوردوبادی _ امیر دمیرچی _ فرهاد عزیزی ( مهمان )

                              ***************************************************************

ساعت 7 صبح روز جمعه مورخه 30-1-92 است که از کرمانشاه عازم کوه پراو هستیم . پنج کیلومتری از شهر به طرف بیستون خارج شده اییم که با دیدن تابلوی  روستای "چالابه " و قبل از آنکه به پلیس راه کرمانشاه – بیستون برسیم جاده را دور می زنیم و در این سمت بعد از کارخانه سیمان و از مجاورت سیم خاردارهای پادگان نبی اکرم وارد جاده چالابه می شویم . این جاده فرعی آسفالته است و حدود 2 کیلومتری تا محل پارک خودرو باید جلو برویم . اینجا وسط جاده را لوله کاشته اند و نمی توان جلوتر رفت . ظاهرا" امروز استقبال کنندگان از کوه زیاده و خانواده ها هم برای طبیعت گردی به دامان سبز پراو پیوسته اند . کوله های سبکمان را برمی داریم و به سمت دیواره پراو راهی می شویم . دو راه در پیش رو داریم . دره سمت راستی و چپی . ما مسیر دوم را انتخاب می کنیم که از میان درختان بلوط می گذرد .

از محل ترک ماشین تا یافتن مسیر پاکوب اصلی نیم ساعتی زمان می برد و هر از چند گاهی سنگ چین های کنار مسیر ما را از اشتباه بیرون می آورند و هر چند مهندس عزیزی همراهشون جی پی اس دارند اما خیلی کمکی به ما نمیکنه و ما مرتبا" به دنبال چشمه آیی هستیم که روی آن علامت گذاری شده است . از دوستان هیئت کوهنوردی کرمانشاه شنیده اییم از پای کوه تا چشمه 2 ساعت راهه ما هم تا اینجا که به صخره های انتهای این مسیر رسیده اییم خبری از چشمه نیست . مجبور می شویم راهی برای خروج از این صخره ها پیدا کنیم . این اکتشافو امیر انجام میده و راهو پیدا می کنه و ما تازه می فهمیم پشت این صخره ها اون پایین دشت پهناور و سرسبزی پوشیده از گل های لاله واژگون است و چشمه هم همانجاست . عده ای هم کنار چشمه اند و کمی دورتر گوسفندسرای عشایر محل است . به سرعت پایین می آییم و در کنار چشمه آب گوارا صبحانه ای می خوریم و ساعت 11 است که از دره پشت چشمه مسیر را ادامه می دهیم . ابتدا شیب کم است و هر چه بالاتر می رویم شیب تندتر می شود و مجبوریم هر چند دقیقه نفسی تازه کنیم . ساعت 30/1 بعد از ظهره که به تابلوی " خسته نباشی " در ارتفاع 2800 متری می رسیم . مهمانمان که دفعه اول کوه سنگین آمدنشونه کمی خسته شده اند . در ادامه مسیر سعی می کنیم حرکت هماهنگ تری داشته باشیم . ظاهرا" داریم زمان را از دست می دهیم . خیلی ها دارند از قله برمی گردند . سراغ پناهگاه را از آنها می گیریم  می گویند نزدیک شده اید  و در نهایت ساعت 30/2 است که به آنجا می رسیم .

مهندس عزیزی همانجا می مانند و ما دو نفر سعی می کنیم ادامه راه تا قله را سریع تر طی کنیم . انتهای مسیر کاملا" صخره ای است و دو دره در پیش رو داریم . بدلیل برف گرفتگی مسیر اشتباه می کنیم و می خوریم به صخره های غیر قابل عبور . برمی گردیم و دره سمت راست را امتحان می کنیم راه میده . با کمی دست به سنگ شدن ساعت 30/3 روی قله اییم .

...

عکسی گرفته سریع به پناهگاه برمی گردیم . با دوستان ناهاری می خوریم و با چند تا  از بچه های کرمانشاه برای فرود همسفر می شویم . مسیر فرود را از ده سمت راست انتخاب می کنیم . هرچند دورتر است و شیب بالاتری دارد اما ترددش بیشتر است . ساعت 7 عصره که به پارکینگ می رسیم .

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه 1392/02/24 و ساعت 13:43 |

                                                     به نام خالق کوه کرکس

گزارش : صعود به قله کرکس ( ارتفاع 3925 متر )

 تاریخ  : 13/2/92

اعضاء : آقایان عابدی – نعمتی – اوردوبادی – جمشیدی – رستمی

                          ***************************************************************

خیلی وقته اسم قله کرکس مرتبا" به گوشمون می خوره ، تصمیم می گیریم بریم ببینیم اونجا چه خبره ؟ از اونجایی که آقای عابدی تازگی ها کرکس را صعود کرده اند از ایشان خواهش می کنیم مسئولیت فنی این صعود را به عهده بگیرند و قرار ساعت 19 روز پنجشنبه 12 اردیبهشت را می گذاریم و با دو دستگاه اتومبیل شخصی از مسیر اتوبان ساوه راهی شهرستان نطنز استان اصفهان می شویم . ( البته مسیرهای اتوبان قم و یا جاده قدیم اصفهان را هم می شود انتخاب کرد ) – رسیدن به نطنز کار مشکلی نیست اما لازمه که خودمونو به روستای " کشه " که با داشتن یک تابلوی کوچک در ابتدای خروجی از جاده اصلی در سمت راست خیلی هم مشخص نیست برسانیم علی الخصوص که ساعت 2 بعد از نصف شب که جز تاریکی و سیاهی بیابان کسی همدمت نیست و راه فرعی به چندین انشعاب تقسیم میشه  دشواری کار را دو چندان می کنه . اما تیم ما  با راهنمایی هوشمندانه آقای عابدی دشواری نداره . خلاصه ساعت 2 است که می رسیم به منطقه ییلاقی " لیاسن " و پارکینگش . کیلومتر ماشین طی شدن مسافت 460 کیلومتر را از کرج تا اینجا به ما نشون میده . چند تا ماشین و چادر هم در محوطه پارکینگ دیده میشه . ما هم بی سروصدا داخل ماشین می خوابیم . ساعت 6 صبحه که از خواب بیدار میشیم و تا بجنبیم راه بیفتیم ساعت 7 میشه و با این وجود تیم ما زودتر از بقیه تیم های حاضر در منطقه راه میفته و از کنار دریاچه مصنوعی و پل معلق آن در لیاسن راه را شروع کرده و از لابلای ویلاهای نقلی تازه ساز آن راه پاکوب را پیدا می کنیم و در امتداد رودخانه به پیش می رویم و آقای رستمی لطف می کنند و مرتبا" از تابلوهای مسیر که هیئت کوهنوردی اداره کل مخابرات استان اصفهان با جملات حماسی از کوه و کوهنوردی نوشته است عکس و فیلم تهیه می کنند.

ابتدای مسیر کاملا" کفی است اما یک ساعتی که می گذره کم کم اوج می گیره و نزدیکی های پناهگاه به دامنه اصلی کرکس می رسی . پناهگاه زرد رنگ قدیمی کوچک و در حد جانپناه است اما پناهگاه جدیدتر آبی رنگ و بزرگ و کاملا" مجهز است و بر دیوارهای آن عکس هایی یادگاری از جان باختگان راه عشق به کوهستان نقش بسته است . یاد و نام همگیشان بلند و گرامی باد . حالا که به پناهگاه می رسیم ساعت نزدیکی های 10 صبحه و تا بیاییم صبحونه ای بخوریم و راه بیفتیم شده 15/11 . از جان پناه به بالا دو سه مسیر را می توان انتخاب کرد که با تابلوهای مسیر زمستانه و تابستانه مشخص شده اند . ما مسیر امتداد دره روبرو به بناهگاه را که کمی هم شن اسکی دارد و با شیبش از دو مسیر سر یال سمت راستی و چپی سنگینتر اما کوتاهتر است در پیش می گیریم . و البته یکی دو باری هم برای تجدید قوا توقف های کوتاهی در مسیر داریم . عده ای دارند از قله برمی گردند وضع هوای قله را از ایشان می پرسیم جای نگرانی نیست . ( برای امروز دما 4- و باد 10 گزارش شده است ) البته در گذر از کنار قله " شاخک " ( ارتفاع 3850 متر ) صدای ناله برف باقی مانده از زمستان را هم زیر پایمان می شنویم و در نهایت 30/13 است که پا بر قله سنگی کرکس می گذاریم .

...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه 1392/02/24 و ساعت 13:25 |

به نام خدا

صعود به قله تفتان -زاهدان

قطار هر چه بیشتر به زاهدان  نزدیک میشه مناظر اطراف مسیر هم دیدنی تر می شوند . علی الخصوص بعد از ایستگاه " شوره گز " وجود کوه ها ی مرتفع  و دره های عمیق در مجاور هم که همگی در تابلوی بارش نم نم باران جای گرفته اند  به کلی از یادت می برد که تو ایرانی و دیدن نیروهای نظامی با لباس های محلی کنار مسیر خط آهن ما را بیشتر به یاد فیلم هندی شعله میندازه تا صعود تفتان . به هر حال ساعت 5 عصر روز 18 فروردینه که به زاهدان می رسیم .

ایستگاه راه آهن زاهدان هم بیشتر رنگ و بوی نظامی داره . کوله های سنگینو بر می داریم و سریع از ایستگاه می زنیم بیرون .  طبق قرار قبلی بلافاصله با خوابگاه تربیت بدنی زاهدان تماس می گیرم و چون خوابگاه یک خیابون بیشتر با ایستگاه فاصله نداره پای پیاده راه می افتیم . آقای شهرکی مسئول اونجاست و استقبال گرمی از ما می کنه . کوله هارو میندازیم داخل اطاق و برای خرید مایحتاجمون می زنیم بیرون . خیابان رسولی که همون نزدیکی هاست محل فروش کفش های دست دوم کوهنوردیه . بارون همچنان می باره و حسابی کلافه مون کرده . بعد از ساعتی این در اون در زدن زیر بارون میشیم موش آب کشیده و بر می گردیم خوابگاه . تو دلم دنبال یکی می گردم تا تموم کاسه کوزه های بد شانسیمونو رو سرش بشکنم . این وضع ما رو در شرایط بلاتکلیفیه تلخی قرار داده . دوستان خسته و بی روحیه شده اند . تلفنی با رئیس هیئت زاهدان تماس می گیرم . مارو از صعود فردا منصرف می کنه و میگه : دیشب منطقه برفی بوده و . . . و اینکه سواری برای بردن ما تا پای تفتان 100000 ت می گیره و راهنما هم 60000 ت . با بچه های گروه خودمون هم در کرج که صحبت می کنم تأکید بر گرفتن راهنما دارند . خلاصه که گاومون زاییده . ادامه این بلاتکلیفی را اصلا" به صلاح این تیم پریشون نمی بینم . و تصمیم خودمو اعلام می کنم : " صبح به هر قیمتیه صعود می کنیم . " - - - - شبو سحر می کنیم و صبح بعد از صبحانه می زنیم بیرون . بارون هنوز ادامه داره . برای پر کردن گاز پیک نیکی کوچکمون کوچه پس کوچه های ناشناس زاهدانو گز می کنیم . مشکل حل میشه و سریعا" برمی گردیم خوابگاه و کوله هارو برمی داریم . دو تا کوله بسته اییم . یکی کوچک و دیگری خیلی بزرگ . تصمیم گرفته اییم یک نفرمون آزاد باشه تا مسیر یابی رو راحت تر انجام بده . تاکسی می گیریم برای دروازه خاش ( کرایه دربستی 1500 ت. ) . زیر رگبار بارون بدنبال ماشینی می گردیم که مارو تا پای تفتان ببره . از بین راننده ها مرد میانسالی بنام آقای سنچولی قبول می کنه مارو ببره ( رفت و برگشت 80000 ت. ) . راه می افتیم به طرف خاش . فاصله بین زاهدان و خاش 175 کیلومتره . بین راه مناظر جالبی توجهمونو جلب می کنه . مثلا" تپه ای سمت راستمونه که شبیه صورت مردی است که به آسمون نگاه می کنه که محلی ها بهش میگن : شاهزاده کراش " و یا تپه دیگری که " کشتی نوح " نام داره و . . . خلاصه بعد از 145 کیلومتر می رسیم به خروجی روستاهای تمندان و کوشه که سمت چپ جاده است . آقای راننده میگه من خودم تا حالا این جاده فرعی را نیامده ام . طول این مسیر هم تا اردوگاه تفتان که در روستای " دره گل " قرار داره 30 کیلومتره که تابلوهای مختلفی داره مثل سر دریا و کوشه و . . .  . هر چند بارون کم شده اما بالای کوه های مسیر را که نگاه می کنیم . ابرای سیاه جولان می دهند . حالا ساعت 45/12 است و با دیدن صخره موسوم به " انگشت شست خدا " رسیدیم جلوی در اردوگاه تفتان . همین که از ماشین پیاده میشیم یک دختر بچه و یک مرد جوان با سر و وضع نا مناسبی به استقبالمون میان . هر کدوم تقاضای چیزی می کنند . یکی دیگه میاد . میگه اسمش آقا الیاسه و مسئول اردوگاهه . یکه دیگه هم میاد ایشون هم اسمش آقای رحیم کردیه و راهنمای مسیره و 60000  تا می خواد ببردمون تا قله .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه 1392/02/24 و ساعت 11:48 |

به نام خدا

گزارش صعود به قله هزار - کرمان

هفته اول تعطیلات عیده و به هر دری میزنم بلیط قطار به مقصد کرمان نصیبم نمیشه، چاره ای نیست با دوستان صحبت می کنم و بلیط اتوبوس کرمان را برای روز 15 فروردین رزرو می کنم . از امروز یک هفته ای وقت داریم که اطلاعات مسیر و وسایل لازمو تهیه کنیم . میرم سراغ سایت های مختلف گزارشی پیدا می کنم از بچه های هیئت . . . . که بیشتر در مورد طول و عرض جغرافیایی و وضعیت انواع گیاهان منطقه و تاریخچه اماکن زیارتی و سیاحتی مسیر دو کوه هزار و تفتان و خلق و خوی نیک اهالی دو محل نوشته تا سفرنامه عملی دو صعود و جالب اینک اکثر گزارش ها کپی برداری یک گزارش واحد هستند . چاره ای نیست انگار باید آستین همتو بالا بزنیم و همه چیزو خودمون تجربه بکنیم . حسابشو می کنم اگه روزهای صعودمون معلوم باشه باید اول وضعیت آب و هوایی منطقه را ببینم ظاهرا" در هر دو منطقه برای روزهای صعود که 17 و 19 فروردین باشه هوایی ابری با دمای 4- درجه در قله با 25 الی 30 سرعت باد پیش بینی شده است . پیش خودم فکر می کنم " " بابا این که چیزی نیست ما بدتر از اینهاشوتجربه کرده ایم . " " با دوستان مشورتی می کنم و صحبتی هم با آقایان واحدی و محبی روسای هیـآت های کرمان و زاهدان  به شماره تلفن های 09139396331 و 09364171818 می کنم و تصمیممونو برای سفر قطعی می کنیم .  پنجشنبه 15 فروردین از راه رسیده و حالا ساعت 30/6 عصره و با آقای نعمتی از ترمینال شهید کلانتری کرج با اتوبوس عازم کرمانیم ( بهای بلیط اتوبوس های وی آی پی نفری 32000 تومان ) . . . قرار شده فردا صبح امیرو در ترمینال کرمان ملاقات کنیم ( ایشون از شروع سال کرمان تشریف داشتند. ) – الآن صبح روزجمعه 16 فروردینه و رسیدیم کرمان .

امیر را می بینیم و از تعاونی پیک صبا بلیط اتوبوس راین را برای ساعت 10 صبح تهیه می کنیم ( بلیط نفری 2700 ت. ) فاصله کرمان – راین 100 کیلومتره ، ساعت 45/12 است میرسیم راین و زیر نم نم بارون دیدار مختصری از ارگ راین می کنیم.

 بعد از تهیه مایحتاج لازم آژانسی ( آقا یونس 09132435185 )  می گیریم و به سمت محل معروف به  " آبشار" حرکت می کنیم – فاصله راین تا پای آبشار 14 کیلومتره – هر چند روز جمعه است ولی اینجا خبر زیادی نیست و تنها یکی دو تا ماشین گوشه و کنار به چشم می خوره و آسمون هم که حسابی دلش گرفته و بی هیچ رعد و برقی داره اشکاشو بر سر و روی ما می ریزه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه 1392/02/24 و ساعت 11:32 |


Powered By
BLOGFA.COM